طلوع من باش
پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش
من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش
من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش
شب از قصه جدا كن چكه كن رو باور من
خط بكش رو جاي پاي گريه هاي آخر من
خط بكش رو جاي پاي گريه هاي آخر من
اسمت ببخش به لب هام بي تو خاليه نفس هام
خط بكش رو باور من زير سايه بونه دستام
خط بكش رو باور من زير سايه بونه دستام
خواب سبز رازقي باش عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخي شب تو طلوع زندگي باش
خسته ام از تلخي شب تو طلوع زندگي باش
پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش
من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش
من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 13:30 توسط فرهاد
|
